۱

از من بترس

اقیانوسی از اشک های نریخته ام

به آنی، می توانم غرقت کنم

۲

آرزوی توامان بودن و نبودن

مثل گیلاس های توامان آویخته از گوش

گیلا س هایی، نه برای خوردن